نجات زاینده رود از سرآب تا پایاب

 دکتر حسن نیلی
نجات زاینده رود از سرآب تا پایاب، عنوان نشستی بود که نوزدهم تیرماه در سالن همایش های اتاق بازرگانی اصفهان به همت کمیسیون آب، محیط زیست و کشاورزی اتاق بازرگانی اصفهان  با حضور دکتر کلانتری برگزار شد. تقریبا همه آمده بودند، جلسه طبق معمول با تعارفات و عبارات دیپلماتیک شروع شد. ، تا اینکه دکتر کلانتری سخنرانی خود را ارائه نمود. ایشان سیمای کلی وضعیت آب کشور را در مقایسه با نرم جهانی و گذشته 40 سال قبل فلات ایران ترسیم کرد. بعد از سخنرانی ایشان، عده ای از شرکت کنندگان که از اقشار مختلف بودند، وارد بحث های دو طرفه شده و جلسه کمی از کنترل خارج شد. طبیعی است که وقتی در کنار لب های خشکیده زاینده رود، شما جلسه ای برای نجات زاینده رود برگزار می کنید، از کشاورزان پائین دست رودخانه گرفته تا کلیه کسانی که دغدغه های زیست محیطی دارند در جلسه حاضر می شوند، و با یک سخنرانی یک طرفه نیز اقناع نمی شوند. مردم سوء مدیریتهایی دیده اند که در سرنوشت زاینده رود نقش آفرین بوده است. می خواستم مطلبی را به جمع منتقل کنم که چون جلسه ملتهب و فضا تا حدودی احساسی شد، میسر نشد. واقعیت اینست که وضعیت زاینده رود بیانگر نوع برخورد ما با طبیعت است. به عبارت دیگر وضعیت آب ناشی از نوع نگاه و برخورد ما با مجموعه طبیعت است. با قاطعیت  می توان گفت که تا این نوع نگاه اصلاح نشود، زاینده رود نیز احیاء نخواهد شد. آقای دکتر کلانتری می گفت که دمای ایران در طی حدود 50 سال گذشته، 1.5 درجه افزایش یافته است؟! خوب اگر این واقعیت داشته باشد، باید گفت که ایران تب کرده است. وقتی که کسی نزدیک 1.5 درجه تب می کند، طبیعی است که دهانش خشک می شود. شما برای اینکه جلوی خشکی دهان را بگیری باید، مشکل تب را حل کنی نه اینکه صرفا به دنبال رفع خشکی دهان باشی! خشکی زاینده رود به مانند خشکی دهان انسانی است که تب کرده است. باید به موضوع ریشه ای نگاه کرد.  ما چرخه آب در طبیعت را تغییر داده ایم و همچنین زندگی بر اساس اقلیم را نیز کنار گذاشته ایم، نتیجه آن خشکی زاینده رود است. و همه در این فرآیند به اندازه خود سهم داریم. یادم می آید در ایالت کوئینزلند که برای حدود سه دهه قبل برای اخذ Ph.D  رفته بودم، خاطره ای از استاد راهنمایم همیشه در جلوی چشمم قرار دارد. ایشان وقتی یک لیوان آب برای نوشیدن می ریخت و مقداری اضافه می آمد، یک کاغذ کوچک روی آن قرار می داد و بعد از مدتی بقیه آب را می نوشید. او به من می گفت:" حسن ما اینجا با کمبود آب مواجه هستیم"، در حالی که میزان بارندگی در آن منطقه حدود 2000 میلی متر و وسعت ایالت کوئینزلند به اندازه ایران ما بود، در حالی که در حدود 2 میلیون نفر جمعیت داشت. فرض کنید منطقه ای با وسعت ایران و میزان 2000 میلی متر بارندگی در سال و با جمعیت دو میلیون نفر، وقتی با مسئله آب اینگونه برخورد می کنند، تکلیف ما روشن است. چند سال پیش در زیتون اصفهان نشست تخصصی بحران آب برگزار کردیم که سی دی آن موجود است. مطالب خوبی ارائه شد.
واقعا وقتی به آمار و ارقام وضعیت آب کشور مراجعه میکنی احساس یک خیزش عمومی و حرکت ملی در خصوص موضوع آب احساس می شود. جالب است که ایرانی ها در 4000 سال قبل در زمینه استحصال و بهره برداری مناسب از آب دارای تکنولوژی برتر بوده اند این روشها هنوز در دنیا حرف اول را می زند. به عبارت دیگر وقتی سطح تبخیر بالا و میزان بارندگی کم است شما باید کاری کنید که آب موجود استفاده بهینه شود. مثلا سد 15 خرداد در دل کویر، مانع از نفوذ آب به سفره های زیر زمینی می شود، و این آب پشت دیواره های سد در زیر باد و آفتاب تبخیر می شود. بنابر این ما باید کاری کنیم که در این شرایط سطح تبخیر را کاهش دهیم. جالب است که قرآن کریم چرخه آب را برای ما ترسیم می نماید، آن در سوره مومنون، بعد از آنکه صفات مومنان را می شمارد، به موضوع آب می پردازد. منتهی ما عادت نکرده ایم که راه حل ها را از قرآن جستجو نمائیم. در حالی در خصوص بحرآن آب نیز حرف گفتنی زیاد دارد. باشد تا روزی این حرفها رمز گشایی شود.